بایگانی برچسب: s

خیابان شماره‌ ٢٣ / بختیار حمه‌سور

ترجمه: ژیار هومر

pdf دریافت نسخه آکروبات

جلوی دکه‌ی روزنامه‌فروشی می‌ایستی. در روزنامه‌ای، زن و مردی این‌ور و آن‌ور تختخوابی نشسته‌اند، زن رویش را به پنجره کرده و مرد به سقف. روزنامه را تا می‌کنی و زیر بغلت می‌گذاری. صندلی‌ا‌ی خالی می‌بینی. روبه‌روی‌ صندلی فروشگاهی است. ماشینی جلوی فروشگاه پارک شده؛ بی‌ام‌و است. روی سردرِ فروشگاه نوشته‌ای است، به ورود اشاره می‌کند. وارد نمی‌شوی. می‌نشینی.

روزنامه را کنارت می‌گذاری. سیگاری روشن می‌کنی. مردی آن‌ور خیابان به ستونی تکیه داده و این‌ور را نگاه می‌کند، آستین راست پیراهنش را تا کرده و گذاشته لای شلوارش. صدای کسی، سرت را بلند می‌کند. کلاهت کمی به پشت لیز می‌خورد. آن شخص، از بالای یک ساختمان، با کسی در پایین حرف می‌زند. سایه‌ی ساختمان روی خیابان افتاده ا‌ست. شخص پایین حرفی می‌زند، صدا توی هوا گم می‌شود. شخص بالا می‌گوید:

[۱]Halatı sıkı baǧla –

روی خیابان، سایه‌ای‌ آهسته-آهسته، پهلوی دیوار ساختمان راه می‌رود. گاهی به دیوار می‌خورد و گاهی ازش دور می‌شود.

سیگارت نصف شده‌ ا‌ست. دست بلند می‌کنی، خاکسترش روی کفش‌هایت می‌ریزد. پایت را تکان می‌دهی، می‌افتد. چراغ راهنماییِ آن‌سوی خیابان قرمز است. گاهی، مرد روی دهانش دست می‌گذارد و به این‌ور نگاه می‌کند. روزنامه را برمی‌داری، زیر عکس نوشته شده: «دلایل ابتدایی جدا شدن زن و مرد، مانند آن درزهای باریکی هستند که داخل دیوار می‌افتند…» ادامه‌ی خواندن