بایگانی برچسب: s

پایان بازی / مهدی سلیمی

 

 

بازخوانی سیاسی ـ انضمامی از نمایشنامه ی «پایان بازی» نوشته بکت

یا

 چرا من یکهو مثل قارچ وسط خیابان سبز نشدم؟

 

دریافت نسخه آکروبات 

 

خلاصه نمایشنامه ی پایان بازی:

«در اتاقی با دو پنجره در چپ و راست که یکی به خشکی باز می‌شود و دیگری به دریا چهار نفر از سه نسل زندگی می کنند. هام مردی است کور و فلج بر روی صندلی چرخداری و کلاو که پسر خوانده اوست مسئول رسیدگی به هام است و پیرمرد و پیرزنی به نامهای نگ و نل در دو سطل زباله در گوشه اتاق کنار یکدیگر هستند. کلاو با دوربین از پنجره ها به بیرون دید می اندازد و گزارش آن را به هام می‌دهد. در تمام مدّت کلاو می‌خواهد هام را ترک کند و از آن اتاق خارج شود و در آخرین دیدش از پنجره به دستور هام به پسربچه‌ای برمی‌خورد و تصمیمش برای ترک هام قطعی می‌شود؛ لباس و چمدان سفر را آماده کرده ولی نمی‌رود؛ به جایگاهش در کنار هام برمی‌گردد و به او خیره می‌ماند. نمایش پایان می یابد.»  ادامه‌ی خواندن