بایگانی برچسب: s

مارکسیسم و فلسفه / موریس مرلو-پونتی

ترجمه مهدی سلیمی

 pdf دریافت نسخه آکروبات

 «رادیکال بودن، یعنی به ریشه قضایا پی بردن. در مورد انسان، این ریشه چیزی جز خودِ انسان نیست» (مارکس، گامی در نقد فلسفه حق هگل)

Maurice_Merleau-Ponty

Maurice_Merleau-Ponty

اگر کسی بخواهد مارکسیسم را برپایه نوشته‌های ‌یک‌سری مارکسیست‌های معاصر مورد داوری قرار دهد، در اینصورت به تصور غریب و نامانوسی از مارکسیسم و نسبت آن با فلسفه دست پیدا خواهد کرد. از قرار معلوم، آنها فلسفه را تماماً در قالب حرف‌ها و کلمات لحاظ می‌کنند، بدون هیچ محتوا یا معنایی؛ و همانند اگوست کنت[۱] در دوره اول کاری‌اش، آنها می‌خواهند تا فلسفه را با علم جایگزین سازند و انسان را تا حدِّ یک ابژه علمی فروکاهند. پیر ناویل[۲] می‌نویسد که اقتصاد سیاسی بایست از روشِ علوم طبیعی اقتباس کند؛ و درست همانگونه که علوم طبیعی قوانینِ طبیعتِ فیزیکی را تأسیس می‌کنند، اقتصاد سیاسی نیز می‌بایست قوانینِ «طبیعتِ اجتماعی»[۳] را بنیان نهد. سارتر در مصاحبه‌ای که اخیراً منتشر شد، بیزاری خود را از انسان‌گرایی(اومانیسم) و طرفداری شجاعانه خود را از طبیعت‌گرایی (ناتورالیسم) نشان داد. روژه گارودی، در یک نشریه ادبی[۴]، نائل به نوشتنِ شاهکاری در چندین ستون در ستایش دکارت می‌شود، بدون اینکه هیچ اشاره‌ای به کوگیتو کرده باشد. بار دیگر در بزرگداشت دکارت در تالار بزرگ سوربن، جورج کوگنیت[۵] آن «فلاسفه کافه»‌ای را که به خیال‌شان می‌توانند انسان را در تقابل با چیزها، به منزله لاوجود (non-being) تعریف کنند، بر سر جایشان می‌نشاند؛ غافل از اینکه اساساً این دکارت است که مسئول این کژتابی‌هاست، نظر باینکه هر کسی می‌تواند با گشودن کتاب تأملات[۶] در اینباره مجاب شود. البته هر کسی کاملاً مجاز است تا فلسفه را بر اساس ذوق و سلیقه خویش برگزیند: فرض مثال، علم‌باوری و ماشین‌انگاری(مکانیسم) که مدت‌های مدیدی جایگاه تفکر را در محیط اجتماعی رادیکال-سوسیالیست اشغال کرده است. اما باید از این موضوع آگاه بود و بیان کرد که این قِسم از ایدئولوژی هیچ اشتراکی با مارکسیسم ندارد. ادامه‌ی خواندن