بایگانی برچسب: s

مرگ / ژرژ باتای

ترجمه: سارا خادمی

pdf دریافت نسخه آکروبات

Chow07

Death by a Thousand Cuts , anonymous, 1904

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  1. جسد و پوسیدگی

قلمروی طبیعی ممنوعیت‌ها صرفاً از آن سکسوالیته و گناه نیست؛ بل همچنین مرگ را نیز شامل می‌شود.

ممنوعیت‌هایی که مربوط به مرگ هستند دارای دو وجه است: اولی قتل را ممنوع، و دومی تماس با اجساد را محدود می‌سازد.

به طور کلی، ممنوعیت‌هایی که ابژه‌های آن مدفوع، زنای با محارم، خون قاعدگی، و هرزگی است، در مورد اجساد و قتل نیز مصداق دارد (این ممنوعیت‌ها در مورد قتل صرفاً با قوانین، یا دست‌کم با محدودیت‌هایی مشخص مجازات می‌شود، اما مقتضیات آناتومی سرانجام حاشیه‌ی باریکی از نقض رفتار را پیش روی مرگ باز می‌گذارد.) ادامه‌ی خواندن

فراموشی، بی خردی / موریس بلانشو

ترجمه: سارا خادمی 

pdfدریافت نسخه آکروبات

در باب فراموشی

کشتی دیوانگان / هیرونیموس

کشتی دیوانگان / هیرونیموس بوش

فراموشی: ناحضور، ناغیاب.

راه یافتن به فراموشی همچون یکی شدن با آن‌چیزی است که پنهان می‌شود. فراموشی، در ازای هر آن رخدادی که فراموش‌ شده، خود° رخداد فراموشی است. فراموش کردن یک کلمه، مواجه شدن با امکان توانایی فراموش کردنِ همه‌ی گفتار‌ها است، نزدیک ماندن به تمامی گفتار‌هایی که گویی فراموش شده بودند، و همچنین نزدیک شدن به فراموشی به مثابه‌ی گفتار. فراموشی، زبان را وا‌می‌دارد تا به‌واسطه‌ی جمع شدن‌اش به گرد واژه‌ی فراموش‌شده، در تمامیت خویش قد‌علم کند.

   در فراموشی، آن‌چیزی وجود دارد که از ما روی می‌گرداند و همچنین انحرافی که از خود فراموشی ناشی می‌شود. میان انحراف از گفتار و انحراف از فراموشی رابطه وجود دارد. از این رو نتیجه آن می‌شود که درست هنگام گفتن، چیزها فراموش شده‌اند. گفتار اما در فراموشی شکست نمی‌خورد، بل به خاطر آن سخن می‌گوید. ادامه‌ی خواندن

انگشت شست پا / ژرژ باتای

ترجمه سارا خادمی

pdf دریافت نسخه آکروبات

انگشت شست پا انسانی ترین عضو بدن انسان است، بدین معنا که [به جر شست پا] هیچ عنصر دیگری در بدن انسان وجود ندارد که از عناصر متناظر میمون های انسان نما مانند شامپانزه، گوریل، اورانگوتان، یا گیبون متمایز شده باشد. این مساله ناشی از این واقعیت است که میمون ساکن درخت است، درحالیکه انسان بدون اینکه از شاخه ها آویزان شود روی زمین راه می رود. او خودش به یک درخت بدل شده است. به عبارت دیگر او خود را همچون درخت صاف در آسمان نگه می دارد، و این امر برای هرچه زیباتر بودن صحت و سقم نعوذ اوست. علاوه بر این، کارکرد پای انسان مبتنی است بر ارائه یک بنیان محکم و استوار برای راست ایستادن انسانی که چنین سربلند و متکبر است (انگشت شست پا، به عنوان عاملی برای توقف آویزان شدن از شاخه ها، بر روی زمین در همان سطح همچون دیگر انگشتان پا عمل می کند). ادامه‌ی خواندن

نوشتن، همواره نوشتن / هلن سیکسو

cixousترجمه سارا خادمی

دانلود نسخه PDF

من الجزایر را ترک گفتم. من پاره ای از الجزایر هستم. هنوز هم پاره ای از الجزایر هستم. من در الجزایر حبس گشته ام، با مردگانی که به لبه‌ی خاطراتم چنگ انداخته اند. با بیشمار ناشناختگان مرده‌ی الجزایری. با تن پدرم که به خاک بازگشت، به خاک شمال آفریقا. پدر من از وهران[۱]، بسیار باستانی و کاملاً آفریقایی‌تر از من بود، و بی شک بسیار بومی‌تر از آنچه ما زمانی که وی زنده بود می‌پنداشتیم.

ادامه‌ی خواندن