بایگانی برچسب: s

سایبورگ‌ها و ایلیاتی‌ها / رُزی برایدوتی

ترجمه: بابک سلیمی زاده

pdf دریافت نسخه آکروبات

 

خط سیر زیگزاگیِ قیاس‌ها و تفاوت­‌ها میان تئوری‌­های فمینیسیتی و دیگر تئوری ‌ها در مورد زن-شدن، یا حیوان یا حشره یا ماشین، مرا بر آن می‌دارد که فرضیه‌ام را مجدداً تصریح کنم. مایلم این انگاره­‌ی همانا واقعی را پیش بکشم که فرایند صیرورتِ ایلیاتی، بیش از آنکه گویای امحای تمام هویت­‌ها به یک وضعیتِ سیال باشد که در آن اتصالات گوناگون رخ می­‌نمایند، می­‌تواند خودش جنس-ویژه باشد، به لحاظ جنسی تفاوت­‌گذاری­ شده باشد و در نتیجه شکل­‌های گوناگونی به خود بگیرد و حس­‌های متفاوتی از زمان را مطابق با موقعیت­‌های جنسیتیِ متفاوت ارائه دهد.

یک نمونه­‌ی مهم از خویشاوندیِ اغلب پارادوکسیکال میان نظریه­‌ی فمینیستی و نومادولوژیِ فلسفی را می­توان در بازتعریف دانا هاراوی از ماتریالیسم یافت. من نظریه­‌ی هاراوی را همچون پیگیری خط ماتریالیته ‌ی تنانه به شیوه ‌ی فمینیستی می ‌بینم، با وجود اینکه به زبان علم و تکنولوژی سخن می­‌گوید به جای زبانِ فلسفه­‌ی پسا-متافیزیکی. او به کلّی یک اندیشمند پسا-انسانیِ غیر-نوستالژیک است: عالم مفهوم ‌پردازی او عالمِ تکنولوژی پیشرفته­‌ی انفورماتیک و اطلاعاتِ دوربرد است. از این حیث، او به لحاظ مفهومی بخشی از همان سنتی است که باشلار و گوگنهایم به آن تعلق دارند که نزد آنها نسبتِ (ratio) علمی لزوماً در تعارض با رویکردها و ارزش­‌های اومانیستی نیست. مضاف بر این، در این مسیرِ اندیشیدن به کردارِ علمی همچون امری دقیقاً عقل­‌باورانه نگریسته نمی­‌شود بلکه راه به تعریف وسیع‌­تری از این اصطلاح می‌برد، تا بازی ناآگاه، رویاها و خیال­‌ورزی را هم در تولید گفتمان علمی شامل شود. هاراوی به پیروی از فوکو (۱۹۷۷) توجه ما را به ساخت و دستکاری بدن­‌های رام و شناسایی ­پذیر در نظام اجتماعی حال حاضر جلب می‌­کند. او از ما دعوت می­‌کند که فکر کنیم که چه بدن‌­های تازه­‌ای در حال حاضر دارند برساخته می­‌شوند: چه گونه نظامِ جنسیتی‌­ای دارد پیشاروی ما ساخته می­‌شود. ادامه‌ی خواندن

حشره‌شدن / رزی برایدوتی

ترجمه: بابک سلیمی زاده

pdf دریافت نسخه آکروبات

حشرات در فرهنگ اروپایی دارای تبارنامه‌ی قابل احترامی هستند و به لحاظ فرهنگی به دقت رمزگذاری شده‌اند. در بستر تاریخیِ پسا-هسته‌ای، آنها به نشانی از یک مجموعه‌ی همه‌گیر از ترس‌های نگرانی‌زا و اضطراب عمیق تبدیل شده‌اند. با اینحال پیش از آنکه به عنوان ابژه‌های هراس کالایی شوند، از یک رپرتوار غنی‌تر و متنوع‌تر بهره‌مند بوده‌اند. جهش‌های چندش‌آور؛ حشرات موذی که از گنداب پدیدار می‌شوند؛ موجودات جهنده؛ شاخکدارهایی که از دوره‌ی تکاملیِ پیشین باقی مانده‌اند؛ یکی از هفت آفت آخرالزمان یوحنای قدیس؛ علائم غضب خداوند همچون ملخ‌های انجیل؛ حشرات دربردارنده‌ی شماری از کردارهای حائز اهمیت سرگیجه آورند. به لحاظ ایجابی، از اسیپ تا دولافونتن تا فیلم‌های انیمیشن معاصر هالیوودی، مورچه‌ها الگوی اولیه‌ی روبوت‌های صنعتی یا کارگر سختکوش کارخانه هستند. آنها قادرند وزن بدن خودشان را تا پنجاه برابر بالا ببرند و در برابر حشره‌کش مقاوم‌اند و از چرخه‌های تولید نسل سریع برخوردارند. جیرجیرک‌ها می‌توانند لذت‌جویان تنبلی باشند که زیر آفتاب دراز می‌کشند، و با اینحال قدرت تخریب‌گر شگفت‌انگیزی دارند. توماس (۱۹۷۹) تخمین می‌زند که جیرجیرک‌ها می‌توانند به چگالی دوهزار متر مربع برسند، همچنین می‌توانند ده کیلومتر را در طول یک روز طی کنند و بدین‌ترتیب قادرند چیزی حدود چهارهزار تُن سبزه را ظرف بیست‌و‌چهار ساعت تخریب کنند. توماس همچنین با دقتی مانیایی اضافه می‌کند که پنج‌هزار گونه‌ی مختلف از حشرات وجود دارد. آنها با میانگین وزن دو و نیم میلی‌گرم حضور خود را بر روی زمین به رخ می‌کشند! هرچه باشد آنها برای بیش از سیصدمیلیون سال بر روی زمین زندگی کرده‌اند. زنبورها به لحاظ تاریخی مهندسان صنعتی کارکشته‌ای هستند. پلینی در تاریخ طبیعی‌اش آنها را به عنوان کارخانه‌های زندگی واقعی تحسین می‌کند. آنها عسل تولید می‌کنند. موم می‌سازند. هزار مقصود عملی را برآورده می‌کنند. آنها سخت کار می‌کنند، از رهبران‌شان پیروی می‌کنند و به سازمان حکومتی‌شان احترام می‌گذارند. به لحاظ جمعی مصمّم‌اند، اعضای آرمانیِ یک جامعه‌ی سیاسی‌اند، اگرچه، مانند مورچه‌ها، بیشتر گرایش به وسواسی‌بودن دارند. دریدا (۱۹۸۷) به استعاره‌ی زنبورها متوسل می‌شود تا نارضایتی خود از فمینیسمِ آکادمیک را ابراز کند و شیوه‌های باصطلاح منظم و اقتدارگرای اندیشیدنِ ما را محکوم نماید. زنبورها همچنین به همّت فردی باور دارند؛ داروی خودشان ـ پرپولیس ـ را تولید می‌کنند و کاملاً با محیط‌زیست خود همسازند. در زمستان استراحت می‌کنند و به بهترین نحو سازمان می‌یابند. دارای ذهن نظامیِ شگرفی هستند، اهل بیزنس اند و مهندس اند، پلینی را دست به سر می‌کنند، و دریدا را به مداقه‌ی بیشتر وامی‌دارند.

ادامه‌ی خواندن