بایگانی برچسب: s

زمانسیاستِ سالومه شدن / رناته لورنز

ترجمه: بابک سلیمی زاده

 

 

 

 

 

 

 

 

 

pdf دریافت نسخه آکروبات

کسی با موهای بلند سیاهِ بافته‌شده از در وارد اتاق می‌شود. دوربین او را دنبال می‌کند تا آنجا که پشت یک میکروفون می‌ایستد. تی‌شرتی به تن دارد که یک چهره به رنگ سیاه روی آن چاپ شده. رو به دوربین صحبت می‌کند: ادامه‌ی خواندن

قایق گشوده / ادوارد گلیسان

ترجمه: بابک سلیمی زاده

نقاشی از کودک پناهجوی سوری

نقاشی از کودک پناهجوی سوری

ترجمه‌ای برای ماری

pdf دریافت نسخه آکروبات

برای آفریقایی‌هایی که تجربه‌ی تبعید به آمریکا را از سر گذرانده‌اند[۱]، مواجهه با امر ناشناخته بدون آمادگی و نه هیچ مقابله‌ای، بی‌شک امری خوفناک بوده است.

نخستین سایه‌ی تاریک جدا می‌افتد با کنده‌شدن از زندگی روزمره، سرزمین آشنا، دور از خدایان نگهبان و اجتماع حفاظت‌کننده. اما این هنوز چیزی نیست. تبعید را می‌شود تاب آورد حتی اگر همچون صاعقه‌ای از آسمان غمناک فرود آید. دومین شب تیره همچون شکنجه فرامی‌رسد، همچون تباهیِ فرد، از درون بسیار دوزخ‌های باورناپذیر. دویست انسان را تصور کنید که چپانده شده‌اند در فضایی که به زحمت می‌توان سی تا از آنها را جا داد. تهوع را در نظر آورید. بدن‌های عریان را، ازدحام شپش‌ها، مرده‌های افتاده و آن‌ها که قوزکرده دارند می‌میرند. تصور کنید اگر می‌توانید، سرخیِ چرخانِ بالارفتن از عرشه را؛ پلکانی که از آن صعود کردند؛ خورشید سیاه را در افق. سرگیجه، این آسمانِ گیج‌و‌منگ که در امواج شناور است. در طول بیش از سه قرن، دویست سیصد میلیون انسان تبعید شده‌اند، از پا درآمده‌اند در پستی‌ای لایزال‌تر از مکاشفات یوحنا. اما این هنوز چیزی نیست. ادامه‌ی خواندن

کوبانی: یک خروج / بابک سلیمی زاده

 

طرح از مجتبی تفنگ

طرح از مجتبی تفنگ

pdf دریافت نسخه آکروبات

کوبانی خروج است. نقب زدن و ساختن تونل هایی تاریک و تنگ در زیرزمین های خاورمیانه ی خونین. در دورانی که سرمایه داری بحران را نه به عنوان امری ادواری بلکه به عنوان بحرانی ساختاری تجربه می کند، گسیختگی همواره همچون یک امکان در برابر ماست. امکان یک خروج که امروز توسط جمعیتی چندگانه ساخته شده است: کردها. یک سیاست اقلیت که برای رسیدن به نسبت دیگری از عناصر، فاصله ها و آستانه هایی دیگر، در تونلی خرد و خراب و مست نقب های مستقل خویش را میزند. ادامه‌ی خواندن

در سنگ / شعری از بابک سلیمی زاده

 

pdf دریافت نسخه آکروبات

۱

به کمر گفته باشی تا شود/ به سر، تا خم شود روی شانه/ گفته باشی «به پشت خوابیده ام»، و به پشت خوابیده باشی در منطقه ی مدفون.

هنوز اینچنین که هستی نشده ای/ هرگز با آن امید که خواهی بود نبوده ای/ فقط بوده ای/ مثل شکل/ افتاده بر دیوارِ این سو/ بر خمارِ پیکارِ آنسو/ کمر خم کرده در مغازله با شب پره ها/ با شب پره های روی زنجیر.

حالا که در خاطره ی کرمی خفته ای/ کاش در عذاب ابوالهولی بیدار شوی/ فقط چند شیوه ی دیگر برای بودن باقی مانده/ شیوه هایی که هر کدام را به نحوی جانفرسا آزمایش کرده ای/ و بعد به فراخور هر زندگی/ ـ به نحوی از انحا ـ / مرده ای.

ادامه‌ی خواندن

سه فصل نخست کتاب «سردی و شقاوت» نوشته ی ژیل دولوز

 

ترجمه: بابک سلیمی زاده

pdf۲.jpg دانلود نسخه pdf متن

یک :: زبان ساد و مازوخ

دو :: نقش توصیفات

سه :: آیا ساد و مازوخ مکمّل یکدیگرند؟

ادامه‌ی خواندن

دیالکتیک تاریخ / لوئی آلتوسر

ترجمه: بابک سلیمی زاده

آزادی مردم را راهبری می کند / اوژن دلاکروا/ 1830

آزادی مردم را
راهبری می کند / اوژن دلاکروا/ ۱۸۳۰

توضیح: متنی که در اینجا ارائه می شود، بخشی از کتاب «سیاست و تاریخ» نوشته ی لوئی آلتوسر است که سعی می کنم به مرور آن را بطور کامل ترجمه نمایم. بدایع نظری آلتوسر در مورد فلسفه سیاسی، در این فصل او را به خوانشی ژرف در باب تمامیتِ طبیعت-اصل حکومت ها و رابطه ی آن با تاریخ در اندیشه ی منتسکیو می رساند. در خوانش آلتوسر از «روح القوانین»، همان روش بی بدیل او را شاهدیم که خود «رویت پذیرکردن امور رویت ناپذیرِ» یک متن می نامید. آلتوسر فلسفه را یک پراتیک نظری قلمداد می کرد. امید که ترجمه و خواندن آن نیز چنین باشد.

دانلود نسخه PDF

  ادامه‌ی خواندن

بابک سلیمی زاده :: درآمدی بر پرونده‌های آینده‌ی حلقه‌ی فکری: تولید دانش، ثروت، و جنسیت در ایران

هدف مقاله ی زیر توضیح اهداف ما در انتخاب موضوع پرونده های آینده و شرح نقطه نگاهی است که به این موضوعات و مسائل پیرامون آن داریم. در عین حال این «درآمد» به منزله ی دعوتی است از تمام کسانی که با ایده ی این پرونده ها احساس اشتراک و همراهی دارند و مایلند به هر شکلی در این طرح شرکت نمایند. ( – صفحه ی ویژه حلقه فکری –  mindmotor[at]gmail[dot]com – )

pdf دانلود نسخه‌ی پی‌دی‌اف

مقدمه

۱
اجازه می خواهم در ابتدا این درس بزرگ مارکس را بیاد آورم که نظریه در بستر یک مبارزه تکوین می یابد. این گزاره ی به ظاهر ساده را چگونه می توان فهمید؟ دست کم در مورد خود مارکس، «تحول فکری مارکس جوان» که آلتوسر توضیح می دهد به خوبی گویای این نکته است که تفکر وی عبارت از یک «فرایند» بوده است. گذار از «انسان» ازخودبیگانه به شکل گیری پرولتاریا به مثابه سوژه، گذار از نقد فوئرباخی به هگل در دستنوشته ها تا تحلیل صورت بندی های اجتماعی در سرمایه و گروندریسه، اینها تنها چند نمونه از پیش روی فرایند تفکر او به سطوحی بالاتر در پیوند با سیلان های اجتماعی و بستر مبارزه طبقاتی است. این گذارها هیچکدام در کتابخانه اتفاق نیافتاده، در وسط خیابان نیز به وی الهام نشده است. بل مرز میان ایندو را درنوردیده و پیوند سیلان های میل اجتماعی با سیلان تفکر را قابل طرح کرده است. فیلسوفان مارکسیست با طرحِ «سه منبع» صرفاً به این نکته بسنده نمی کنند که ریشه ی عروج تفکر وی در فلسفه ی آلمانی، اقتصاد سیاسی انگلیسی، و سوسیالیزم فرانسوی خلاصه شده است. بل به خوبی متذکر شده اند که این سه عنصرِ تئوریک به یک زمینه ی عملی، به تاریخ مادی، سیاسی، و اجتماعی قابل ارجاع می باشند. این تحول بزرگ در فلسفه که توسط وی بنیان گذاشته شد قابل بازگشت نیست، بلکه خود همواره بازگشته است و کسانی را که گمان می کردند اکنون می توان به چیز دیگری پرداخت و گذشته را پشت سرگذاشت، بیش از پیش به خود مشغول کرده است. نگریستن به مارکسیسم همچون یک فرایند نظری (و نه مجموعه ای از احکام صلب) همواره این تفکر را از درغلتیدن به ورطه ی جزمیات متافیزیکی نجات داده است؛ و به نظر می رسد امروز نیز این پرسش دشوار پیش روی ماست که این «فرایند» را چگونه می توان فهمید، و سیلان های تفکر با سیلان میل اجتماعی چه پیوندی دارد؟ ادامه‌ی خواندن

انقلابِ استتیکی و پیامدهای آن / ژاک رانسیر

ترجمه: بابک سلیمی زاده

.

.

دریافت نسخه آکروبات

 

طرح ریزی های خودآئینی و دگرآئینی

شیلر در انتهای پانزدهمین نامه ی خود در باب تربیت استتیکیِ انسانیک پارادوکس را پیش می کشد و وعده و نویدی را مطرح می کند. او عنوان می کند که «آدمی تنها هنگامی کاملاً انسان است که بازی می کند.» و ما را مجاب میکند که این پارادوکس مستعدِ «بوجود آوردنِ عمارتِ هنرِ زیبا و هنرِ همچنان دشوار زندگی ست.» می توانیم این استدلال را به این صورت فرمول بندیِ دوباره کنیم: یک تجربه ی حسّیِ ویژه وجود دارد ـ امر استتیکی ـ که همزمان وعده ی جهانِ تازه ای از هنر و نیزحیاتی تازه برای افراد و اجتماع را مطرح می کند. به شیوه های مختلفی می شود به این گزاره و این نوید پرداخت. می توان گفت که نشان دهنده ییک «توهماستتیکی[۱]» به منزله ی یک تمهید است که صرفاً به سرپوش گذاشتن بر این واقعیت خدمت می کند که حکم استتیکی توسط سلطه ی طبقاتی شکل گرفته است. به نظر من این سودمندترین رویکرد به این مسئله محسوب نمی شود. می توانیم بطور عکس، بگوئیم که این گزاره و این وعده کاملاً درست بوده است، و ما واقعیتِ این «هنرِ زندگی» و این «بازی» را بیش از هر چیز در تلاش های تمامیت خواهانه[۲] در تبدیل اجتماع به اثر هنری همچون در زندگیِ استتیکی شده ی هر روزه ی یک جامعه ی لیبرال و سرگرمی های تجاری اش تجربه می کنیم. شاید مسخره به نظر برسد، اما من معتقدم این نگرشی شایسته تر است. نکته در اینجاست که نه این حکم و نه این وعده هیچکدام بیهوده و بی نتیجه نبوده اند. مسئله اینجا نه «اعتبار» یک اندیشمند بل اثربخشیِ یک طرح است ـ طرحی که اَشکال تجربه ی ما را دوباره قاب بندی می کند. […] دریافت متن کامل مقاله 

تاملی بر عدم اجماع: سیاست و استتیک / ژاک رانسیر

ترجمه: بابک سلیمی زاده

دریافت نسخه آکروبات


این که به سیاست و استتیک تحت مفهوم عدم اجماع(dissensus) بیاندیشیم، به چه معنی ست؟ بی شک عدم اجماع مفهومی نیست که صرفاً به چیستی سیاست و استیک(aesthetics) بپردازد. این مفهوم صحنه ای نظری را نیز مهیا می سازد که بر آن می توان به خودِ سیاست و استتیک و نوع رابطه ای که ابژه های آنها را بهم پیوند می زند اندیشید. در انتزاعی ترین سطح، عدم اجماع به معنای تفاوتی میان حس و حس (sense) است: تفاوتی میان امر یکسان، یکسانیِ امر متضاد. اگر فرض کنیم که سیاست شکلی از عدم اجماع است، این امر بدان معناست که نمی توان آن را از ذات هیچ گونه اجتماعی استنتاج کرد. چه این کار را به طرز ایجابی و از طریق بکارگیری یک دارایی عمومی همچون زبان ارتباطی (ارسطو) انجام دهید، و چه به طرز سلبی و بر حسب واکنشی به غریزه ای مخرّب که یک انسان را رودرروی انسان دیگر قرار می دهد (هابز). سیاست از آن رو وجود دارد که امر مشترک به تفکیک در آمده است. این جدایی و تفکیک حاکی از تفاوت سطوح نیست. تقابل میان حس و حس تقابل میان امر محسوس و امر فهم پذیر نیست. عدم اجماعِ سیاسی نمود یا شکلی نیست که جلوه ای از یک فرایند اجتماعی یا اقتصادیِ پنهان باشد. بنابر مفهوم پردازی مارکسیستی، نبرد طبقاتی واقعیتِ بالفعلِ سیاست است، نه علتِ پنهانِ آن. […] دانلود متن کامل مقاله

 

ویدئوی «overdose» / کاری از مجتبی حق جو

برای دانلود مستقیم ویدئو با کیفیت بالا اینجا کلیک کنید (سی و شش مگابایت)

برای دانلود مستقیم ویدئو با کیفیت معمولیاینجا کلیک کنید (بیست مگابایت)

ویدئوی «overdose»

کاری از مجتبی حق جو

بر اساس شعر «overdose» نوشته ی بابک سلیمی زاده

مرتبط

ـــــــــــــــــــــــــــــــ

متن شعر «overdose»

ویدئوی «ماتحت» / کاری از مجتبی حق جو