بایگانی برچسب: s

وداع با ادوارد سعید / شعری از محمود درویش

ترجمه: مرتضی حیدری

 

pdf دریافت نسخه آکروبات

نیویورک/نوامبر/خیابانِ پنجم
آفتاب، بشقابی از فلزِ صیقل خورده
رنجور به زیر سایه، از خود می‌پرسم:
سدوم است یا بابِل؟

ادامه‌ی خواندن

درباره ی ژان ژنه / ادوارد سعید

ترجمه: مرتضی حیدری

pdf دریافت نسخه آکروبات

ژان ژنه

ژان ژنه

نخستین باری که ژان ژنه را دیدم بهارِ سالِ ۱۹۷۰ بود، فصلی تئاتروار آشفته و مغشوش، که انرژی و بلندپروازی‌ها از خیال‌ورزیِ اجتماعی امریکا رها و وارد پیکره‌ی اجتماعی آن می‌شد. آن‌جا همیشه مقداری شور-و-شوقِ جشن گرفتن، فرصت‌های به پا خواستن، و لحظاتی نو در جنگِ با هندوچین خواه در به سوگ نشستن یا در اعتراضِ علیه آن حاضر بود. درست دو هفته قبل از حمله‌ی امریکا به کامبوج، که نقطه اوجِ اتفاقات آن فصل در دانشگاه کلمبیا بود – که، حافظه‌ها را بایستی مجبور به یادآوری کرد، هنوز از تحوّلات سالِ ۱۹۶۸ به‌خود نیامده بود: دورانی که مدیرانِ آن در تردید بوده، استادان در شرایطِ بدی تقسیم‌بندی شده و دانشجویان در داخل و خارج از کلاس به فعالیتِ بی‌وقفه مجبور شده بودند – تجمّعی ظهرگاهی در حمایت از حزبِ پلنگِ سیاه (Black Panthers) اعلام شد. قرار شد تجمع در پله‌های کتابخانه‌ی دانشگاه کلمبیا، که ساختمانِ اجرایی هم بود، برگزار شود و از آن‌جا که شنیده بودم ژان ژنه قرار است آن‌جا سخنرانی کند شوقِ رفتن در من فزونی یافت. هنگامی‌که داشتم سالن همیلتن را به قصدِ تجمع ترک می‌کردم، یکی از دانشجوهایم که در کمپ هم خیلی فعال بود را دیدم، او بود که به من اطمینان داد ژان ژنه به‌حتم سخنرانی می‌کند و وی نیز مترجمش‌ خواهد بود.

ادامه‌ی خواندن