جنون، امر رانده‌شده در پستوخانه‌های تاریخی/ مهدی سلیمی

 دریافت نسخه آکروبات

“بشر از قدیم‌الایام کنجکاو بود که شواهد و بازتاب آشفتگی ذهن و جنون را در چهره آدم‌ها جستجو کند. این ایده که ساختمان چهره می‌تواند شواهدی از ویژگی‌های ذهنی را بازتاب دهد، منجر به پیدایش دانش چهره‌شناسی یا اصطلاحاً physiognomy شد. این دانش، نخستین‌بار در یونان باستان شکل گرفت، آنها برای فهم چرایی جنون، تصویر دیوانگان را مورد مداقه قرار می‌دادند”. آنها در اصل اسلاف روانشناسان مدرن‌اند که همه پیچیدگی‌های ذهنی را به کدها، نشانه‌ها و دلالت‌های زبانی فرومی‌کاهند.
پیداست که قبل از پیدایش عکاسی، تنها راه ثبت چهره مجنون‌ها، کشیدن پرتره آنها بود، در نتیجه رفته‌رفته شکلی از روانشناسی هنرمندانه پا گرفت که نقطه اوجش را باید پرتره‌های یک نقاش فرانسوی به نام «تئودور گریکولت» دانست، او ده پرتره از بیماران دچار اختلال روانی کشید که هر یک مبتلا به نوع خاصی از بیماری روانی بودند. می‌توان گفت این نگاه ابژکتیو و شئی‌واره نسبت به امر سوبژکتیوی چون جنون یک نگاه کاذب است، تقلیل تمام آشفتگی‌های ذهنی به صورت ظاهر، و به راستی کیست که بداند پس پشت آن نگاه‌های پرتره‌ها چه می‌گذرد؟ ادامه‌ی خواندن

قایق گشوده / ادوارد گلیسان

ترجمه: بابک سلیمی زاده

نقاشی از کودک پناهجوی سوری

نقاشی از کودک پناهجوی سوری

ترجمه‌ای برای ماری

pdf دریافت نسخه آکروبات

برای آفریقایی‌هایی که تجربه‌ی تبعید به آمریکا را از سر گذرانده‌اند[۱]، مواجهه با امر ناشناخته بدون آمادگی و نه هیچ مقابله‌ای، بی‌شک امری خوفناک بوده است.

نخستین سایه‌ی تاریک جدا می‌افتد با کنده‌شدن از زندگی روزمره، سرزمین آشنا، دور از خدایان نگهبان و اجتماع حفاظت‌کننده. اما این هنوز چیزی نیست. تبعید را می‌شود تاب آورد حتی اگر همچون صاعقه‌ای از آسمان غمناک فرود آید. دومین شب تیره همچون شکنجه فرامی‌رسد، همچون تباهیِ فرد، از درون بسیار دوزخ‌های باورناپذیر. دویست انسان را تصور کنید که چپانده شده‌اند در فضایی که به زحمت می‌توان سی تا از آنها را جا داد. تهوع را در نظر آورید. بدن‌های عریان را، ازدحام شپش‌ها، مرده‌های افتاده و آن‌ها که قوزکرده دارند می‌میرند. تصور کنید اگر می‌توانید، سرخیِ چرخانِ بالارفتن از عرشه را؛ پلکانی که از آن صعود کردند؛ خورشید سیاه را در افق. سرگیجه، این آسمانِ گیج‌و‌منگ که در امواج شناور است. در طول بیش از سه قرن، دویست سیصد میلیون انسان تبعید شده‌اند، از پا درآمده‌اند در پستی‌ای لایزال‌تر از مکاشفات یوحنا. اما این هنوز چیزی نیست. ادامه‌ی خواندن

مرگ / ژرژ باتای

ترجمه: سارا خادمی

pdf دریافت نسخه آکروبات

Chow07

Death by a Thousand Cuts , anonymous, 1904

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  1. جسد و پوسیدگی

قلمروی طبیعی ممنوعیت‌ها صرفاً از آن سکسوالیته و گناه نیست؛ بل همچنین مرگ را نیز شامل می‌شود.

ممنوعیت‌هایی که مربوط به مرگ هستند دارای دو وجه است: اولی قتل را ممنوع، و دومی تماس با اجساد را محدود می‌سازد.

به طور کلی، ممنوعیت‌هایی که ابژه‌های آن مدفوع، زنای با محارم، خون قاعدگی، و هرزگی است، در مورد اجساد و قتل نیز مصداق دارد (این ممنوعیت‌ها در مورد قتل صرفاً با قوانین، یا دست‌کم با محدودیت‌هایی مشخص مجازات می‌شود، اما مقتضیات آناتومی سرانجام حاشیه‌ی باریکی از نقض رفتار را پیش روی مرگ باز می‌گذارد.) ادامه‌ی خواندن

بیشه / کاری از ماری آنا

(film-practice (15 min

دانلود مستقیم (۷۰۰ MB)

مشاهده در YouTube

 

شن عزیز

امروز به مرزها فکر می‌کردم. مرزهایی که نوشتن این نامه را ممکن می‌کنند. در این مرزها من مردمی را دیدم در هیاهو، در حرکت. مردمی که مرز میان بیرون و درون را بر هم می‌زنند. و فکر می‌کردم که چگونه نامه‌ی عاشقانه می‌تواند عبور کند از محدوده‌های اینجا و آنجا، با اجرای کلمه‌ها مانند عواطفی بی‌مبدا و‌ مقصد، با تولید فضای گشوده‌ی پیوندها با هر تو ی ممکن، با مهمان ناخوانده، با راه‌هایی که مرا به تو می‌رساند، آنجا که ایستاده‌ای میان بیشه کنار جغدت که در شرف پرواز است.

آیا این کلمات می‌توانند پرواز کنند؟ این شلاق‌های سُربی و این زخمهای جوهری که روی کاغذ حک‌ می‌شوند، با گردش سرانگشتانم دور از تو، می‌توانم آیا افسون کنم، کلماتِ درپروازِ یک عشق انقلابی را؟

ادامه‌ی خواندن

عشق پس از نسل‌کشی / دمیر آرسنیه‌ویچ

 

ترجمه‌‌: محمود سودایی

pdf دریافت نسخه pdf

 

«تاریخی‌گری به درستی در [مقوله] تاریخ جهانی [کلی] به اوج خود می‌رسد. تاریخ‌نگاری ماتریالیستی به لحاظ روش با تاریخی‌گری بیشتر از سایر انواع تاریخ‌نگاری تفاوت دارد. تاریخی‌گری فاقد هرگونه استخوان‌بندی نظری است. روش آن مبتنی بر جمع‌کردن و افزودن داده‌ها بر یکدیگر است؛ تاریخی‌گری انبوهی از داده‌ها را گرد می‌آورد تا زمان تهی و همگن را پر کند. حال آنکه تاریخ‌نگاری ماتریالیستی مبتنی بر نوعی اصل سازنده است. تفکر علاوه بر جریان افکار، مستلزم توقف آنها نیز هست. آنجا که تفکر به ناگاه در [هیأت] نوعی منظومهء آبستنِ تنش‌های گوناگون، از حرکت باز می‌ایستد، ضربه‌ای بر آن منظومه وارد می‌آورد که به واسطه آن، این منظومه به‌صورت یک موناد یا جوهر فرد متبلور می‌شود. یک ماتریالیست تاریخی فقط در شرایطی به سراغ موضوعی تاریخی می‌رود که با آن همچون یک موناد برخورد کند. او در این ساختار، نشانه‌ی نوعی توقف مسیحایی وقوع زمان را باز می‌شناسد، یا به بیان دیگر، نوعی بخت و اقبال انقلابی در نبرد برای نجات گذشته‌ی ستمدیده. او در این ساختار مداقه می‌کند تا بتواند از این طریق، دوره‌ای خاص را از جریان همگن تاریخ بگسلد ـ کندن این یا آن زندگی خاص از دل این دوره، یا کندن اثری خاص از دل کلیات آثار. در نتیجه‌ی اتخاذ این روش، کلیات آثار در این اثر خاص به طور همزمان حفظ می‌شود و نفی می‌گردد و تعالی می‌یابد، و این دوره تاریخی در کلیات آثار، و کل جریان تاریخ در این دوره‌ی تاریخی. میوه و ثمره‌ی مغذی آنچه به صورت تاریخی درک شده است، زمان را چونان بذری با ارزش اما بی مزه در خود نهفته دارد.»[۱]  ادامه‌ی خواندن

فاخته از قفس پرید! / هاوار ئاوات

تقدیم است به سعید نادری

pdf دریافت نسخه آکروبات

شۆرشمان سوورە دایە خەباتمان روونە دایە! سوورتر لە لێوانی تۆ روونتر لە چاوانی تۆ!

یک

سرم به قدری ول شده که انگار تنم ته‌نشین شده باشد تمام و کمال، توی نمکزار خشک و زخمیِ دریاچه‌ی لجن‌زارهای صادراتی به ژاپن، کلمبیا و قم، آس و پاس و دست‌خایه! متوجه عرضم هستید که! سه ماه و شش روز و هفت ساعت است که با او هم‌خانه هستم و هنوز حتا یک کلمه با هم هیچ حرفی نزده‌ایم، با او که سهل است با دیگر موجودات هم هیچ رابطه‌ای نداشته‌ایم، موجودات را هم که قلم بگیرید از سایر نباتات و حتا جامدات هم بریده‌ایم! در این حین خبرنگاری روبرویم ظاهر شده و کله‌ی گرد میکروفونش را گذاشته جلوی دهانم و می‌پرسد: «شما که از قبول قوای قابل قبول بوقلمون‌های قلعه‌ی پرزیدنت رویگردانید؛ بفرمایید نظرتان در مورد آینده‌ی قندیل چیست؟» ادامه‌ی خواندن