هنر مسلّح / امین قضایی و بابک سلیمی زاده / انتشارات آزاد ایران

کتاب هنر مسلّح نوشته ی امین قضایی و بابک سلیمی زاده توسط گروه انتشارات آزاد ایران منتشر شد.
برای تهیه ی این کتاب می توانید آن را در سایت انتشارات سفارش دهید : قیمت €۱۰,۹۹
همچنین گروه انتشارات آزاد برای خوانندگان ساکن ایران این کتاب را بصورت پی دی اف بر روی سایت قرار داده است.
برای دریافت این کتاب بهاین آدرس مراجعه کنید.

حقیقت این است که اینجا نزاع بر سر حقیقت نیست. هم مولف، هم منتقد و هم مخاطب می دانند که هیچ حقیقتی وجود ندارد. هیچ کس دروغ نمی گوید. همه بلوف می زنند. هر کس واجد آلودگی خویش است. امروزه جنبش‌ها و جریانات ادبی و هنری همگی می خواهند با شیوه ای همسان بر شرایط سوار شوند و تقریبا همگی شعار حفظ و صیانت هنر را سر می دهند. امروز در طول تاریخ هنر نخستین بار است که کسی ادعا نمی کند که واقعا می خواهد چیزی را تغییر دهد. در شرایطی که واقعا قرار نیست چیزی تغییر کند تنها کاری که می شود کرد تسخیر چیزها به منظور تغییر آنهاست. […]
پیشتر این تصور وجود داشت که چیزی در درون خود سرمایه داری موجب رسوایی خود او می شود. اما این مسئله امروز صادق نیست. هیچ رسوایی در کار نیست. هر بار که سوژه‌ی خوانشگر شروع به خوانش می کند، به او اینچنین القا می شود که واقعا دارد کاری انجام می دهد و کنشی ایجاد می کند. دیگر هنر آن نیروی آگاهی یا شناخت جهان نیست، بلکه توجیه‌گر وضع موجود است. امروز چگونه می توان تغییر ایجاد کرد بدون اینکه بخواهی تحریف کنی؟ هنر مسلح جهان را تعریف نمی کند؛ آن را تحریف می کند. تغییری ممکن نیست، تسخیر می کند. امروزه بی‌مصرف بودن هنر تنها در سکوتی که اختیار کرده است نیست، بلکه در سادگی و بی‌مایگیِ آنچه می گوید نیز هست.
این توهم که واقعیت توده ها را آلوده می کند، به آلودگی توده ها واقعیت می بخشد. در همین حال، واقعیت آلوده شده، تحت نظارت “سلامت” است. این هر دو کاری جز گذار مداوم به یکدیگر نمی کنند. از قطبی به قطب دیگر. آلودگی توده ها از دل سلامت زاده می شود، و سلامت آنها آلوده است. در چنین واقعیتی، سلامتی مرحله ای از آلودگی، و آلودگی مرحله ای از سلامتی ست. چیزی تغییر نمی کند. ما تنها از مرحله ای به مرحله ی دیگر گذر می کنیم. تنها حرف ِ چنین رابطه ای این است : آنچه آلوده شود سالم است و آنچه سالم است آلوده می شود. گویی توده ها هیچ گاه از این “آلودگی سالم” و “سلامتی آلوده” رهایی نخواهند یافت.
آلودگی ابژه های هنر مسلح نه یک آلودگی سلامت یا ناب، بلکه یک “آلودگی آلوده” است. آنها در میدانهای مختلف ِ التهاب، ابژه هایی تازه و تازه ترند. آلوده و آلوده ترند. آنها اطوارهایی هستند که با کشف و تسخیر میدان ملتهب، به آلودگی خود جنبه ای سرایتی داده اند. آنها “جمعیت”اند. جمعیتی که جمعیت بودن خود را نه مدیون تعداد نفرات، بلکه مدیون ساری بودن ویروسهایشان هستند. به همین دلیل اثر هنری آنها فاقد دوگانه ی مولف/مخاطب یا سه گانه ی مولف/منتقد/مخاطب است. در هنر مسلح نه مخاطب، نه منتقد و نه مولف، هیچکدام از اینها وجود ندارد. هنر مسلح حاصل فعالیت مشترک ابژه های آلوده است. ابژه های آلوده ابژه هایی گذشتنی یا فرعی نیستند. آنها برای اصلی شدن نیز نمی جنگند. کار آنها سرایت است. سرایت آنها کار آنهاست. آنها همواره ناشناخته اند، اما هر آنچه دیده می شود اثری از آلودگی آنها و آنهای آلوده است. […]

.