صعب العبور / شعری از بابک سلیمی زاده

 

دانلود فایل صوتی یک مگا بایت

pdf دریافت نسخه آکروبات

 

۱

طناب طناب طناب/ میان این سه طناب کدام را انتخاب کنم؟/ مهمانیِ شومی ست این لامپ روشن/ که سقف را به اتاق می آورد/ نقبی از این دیوار به آن دیوار که/ آنجا/ نیست/ نقبی در این قاف/ دالانی در آن دال اعظم/ که صندلی در سکوتش گذاشتم/ محتسب نشسته است/ در هیات یک سیاره ی گم/ میان دلهره ی دو منظومه/ که منظورشان از من کیست/ توی پاشنه ی در/ بر طاقچه ی قدیم/ در زاویه های تنگِ بی رمقی/ در کشف المحجوبِ صندلی/ محتسب را چهار قسمت/ و طناب را ضربدر سه می کنم/ سایه را می آورم زیر لامپ روشن/ و نتیجه ی آزمایشات مذکور را/ ارسال می کنم به یادم نیست/ حالا محتسب/ همچون گرد و خاکِ نبردِ خورشید با دهان/ بازمی گردد از سیاره ی گم/ مثل سایه ای که افتاده است/ روی این مکعب سیاه

۲

توی مکعبی سیاه/ بوده است و هرگز/ توی مکعبی سیاه/ که جدا می کند این سو را/ از این سو/ شاید فقط خیرگی به سقف/ نجاتش دهد از خیرگی به سقف/ آخرش این طناب را یا توی تاکسی جا می گذارم/ یا میان دو ضلع موازی/ یا توی رازهایی که به محتسب گفتم و یادش نیست/ ــــــــــــ یادم نیست یادم نیست: بلااستفاده/ بدون علت/ منقضی/ متوازی الساقین/ بی عابر/ مخزن الاسرار/ بیست و هفت ساله/ مفعول/ مانعه الجمع/ مویدالممالک/ صعب/ سعب/ ثعب/ صعب العبور/ صبر کن!/ میان این سه طناب کدام را روشن کنم/ تا اتاق را به سقف ببرد/ و گرد و خاک میدان نبرد را/ بنشاند روی کشف المحجوبِ این صندلی/ آری آری/ یادم هست یادم نیست: خورشید تاریک بود/ دهان روشن/ باری باری/ چه بهتر که صبح باشد/ و از پنجره بتابد/ روی پتویی که زیرش کسی نیست/ ولی خوابش هنوز هست.

۳

گم شده است/ بر روی یکی از نقشه های فرار/ (به کجا؟) / سایه ای که از صاحبش کمی بزرگتر است/ آزمایشگرِ خندانی ست سایه/ نشسته روی صندلیِ لهستانی/ دو قدم آن طرف تر از/ لهستانِ تنهایی/ و چه جایی برای نشستن است/ چه جایی برای نشست/ سایه ی ایستاده ی صندلی/ چه دلیلی دارد برای رفتن/ رسیدن/ نه رفتن به جایی/ نه جایی به رفتن/ (به کجا؟) / سایه ای که از صاحبش کمی سگ تر است/ درهای سفید بازند عوعوکُنان/ رو به داخل/ درهای بازِ سفید/ درهای سایه بسته اند/ به بیرون/ درهای سایه ی بسته/ عو عبور می کند از دهان خورشید/ دُمش زاویه ای بی رمق/ می دود/ سایه ایستاده است/ می ایستد/ سایه نشسته است/ می لیسد/ می خوابد/ سایه در سایه است/ نه صاحبِ آن آری/ نه سایه ی این نه/ آری نه/ عاری از صاحبی که بگوید نه/ عاری از هر چه آری آری از هر که نه/ لخت و عور/ در قعر گور/ آری آری/ نه نه