تماشاگرِ رهایی یافته / ژاک رانسیر

 

ترجمه: بابک سلیمی زاده

 

 

دریافت متن کامل به صورت pdf

 

 

من عنوان این سخنرانی را «تماشاگر رهایی یافته» گذاشته ام. یک عنوان، چنانکه من آن را می فهمم، همواره یک چالش را پیش می کشد. این پیش فرض را مطرح می کند که یک بیان واجد معناست، این نکته که پیوندی میان اصطلاحات جدا از هم وجود دارد، یعنی میان مفاهیم، مسائل و نظریاتی که در نگاه اول به نظر می رسد رابطه ی مستقیمی میان آنها وجود نداشته باشد. به یک معنا، این عنوان بیان کننده ی نوعی سرگشتگی ا ست که وقتی مارتین اسپانبرگ از من خواست در مورد موضوع سخنرانی افتتاحیِ این آکادمی صحبت کنم، به من دست داد. او از من خواست که مجموعه تاملاتی در مورد مسئله ی تماشاگر را در اینجا مطرح کنم، چون میگفت که کتابم (آموزگار ناآگاه[۱]) او را تحت تاثیر قرار داده است. ابتدا نزد من شگفت می نمود که چه نوع رابطه ای میان علت و معلول این موضوع وجود دارد؟ این آکادمی هنرمندان و افراد درگیر با عالم هنر، تئاتر، و اجرا را حول موضوع تماشاگربودن در جهان امروز گرد هم آورده است. آموزگار ناآگاه تعمقی بود بر نظریه ی نامتعارف و شرح حال غریب جوزف جاکوتو، یک معلم فرانسوی، که در اوایل قرن نوزدهم با این ادعا که یک فرد ناآگاه می تواند به فرد ناآگاه دیگری آنچه را که خودش نمی داند یاد بدهد و سر دادن ندای برابریِ قوه ی هوش و فهم انسان ها و مبارزه برای رهایی فکری بر علیه ایده ی مرسوم تعلیم و تربیت مردم، غوغایی به پا کرد. نظریه ی او در اواسط قرن نوزدهم به دست فراموشی سپرده شد. من احیای این نظریه را در دهه هشتاد برای تزریق جان تازه ای به مباحثه بر سر مسئله ی آموزش و مبانی سیاسی آن ضروری یافتم. اما این مسئله چه کاربردی در مباحث هنری معاصر، و انسان امروزی که عالم هنری اش به نامهایی چون دموستنس، راسین، و پوسن خلاصه شده است دارد؟ […….]