به خاطر پیشمرگ زخمی: و. م. آیرو / تحریریه ی مایند موتور

 

وریا مظهر (و.م. آیرو) در جزیره ای بسیار دور از “ادبیات فارسی” به زندگی خود پایان داده است. در مورد مرگ او چه می توان گفت؟

اینجاست که چروکِ ملحفه ی تختخوابِ اتاقی در هلسینکی(فنلاند)، خبر از فیگوری می دهد که بر روی آن ناپدید گشته است. یک پهلوانیِ تکین که طی آن، فیگور منقبض می شود، چروک می خورد، جان می کند، و می کوشد به میانجی یکی از نقاط محیط پیرامونش، رها گردد و بگریزد. از طریق پنجره، ناف، دهان، مقعد، سوراخ درب، می کوشد که فرار کند. و از این رویداد، تنها نشانه ای باقی می ماند. یک چروک ملحفه، یک به هم ریختگی در اشیاء پیرامون، که حکایت از رویدادی محوشونده و فیگوری ناپدیدشده دارند. اینها نیروی زندگی ست در بدن او. حتی خودکشی هم نیروی زندگی ست.

در مورد وریا مظهر (و.م آیرو) چه بنویسیم که تائید و تاکیدی باشد بر زندگی او. آنهم در جامعه ای که هر زندگانیِ سوخته گواهی ست بر مرگِ زندگی. براستی چه تقدیری ست که همچون سایه ای شوم بر فراز شاعران و نویسندگان ایرانی پرسه می زند. نویسندگانی که رو به آن سراسر «دیگری»، در غربتی هراس انگیز، جز در قالب خودکشی گشوده نمی شوند. در این سالهای ظلمت، نگاه شادخوارانه ی او به اشیاء پیرامونش، به رویدادهای اطراف، و به زندگی، خود به ما آموخت که آن دورترینِ دور، همواره نزدیک ترین نیز هست. آنکه به دورترین خارج تبعید می شود، خود نزدیکترین داخل است. این شعرها و داستان های اوست که به ما نشان می دهد که نزد وی، «زندگی» بر مرگ ناظر است و آن را در برمی گیرد، و نه بالعکس.

در طول زندگی، تجربه ی مرگ معمول ترین اتفاق است در ناخودآگاه ما. اما این خود موید این نکته است که مرگ در شدت ها و شدن ها، و در حین زندگی رخ می دهد. چراکه طبیعتِ هر شدت اقتضا می کند که در خود، همواره آن درجه ی صفری را به کار گمارد که خود از آن آغاز شده است. زندگی در مجاورت ها. گذار در نقاط صفر زندگی. همواره مرگ-شدن:

 

همانطورکههرروز

ازسرکاربرمیگردی

لممیدهیرویمبل

چشمهایترامیبندیو

آهسته

بهطورخیلیآهستهمیمیری

همزمانداریفکرمیکنیکهشعریمیخوانی

کهفکرمیکند

آسانترینراهمقابلهبامرگ

مردناست.

بهشیوهای

کاملاً

آرامو

طبیعی.

 

 

به یاد او که دویدن در طول سفری ساکن از دهلیز تنفس های مصنوعی را به ما آموخت، خواب آن خیابانِ همیشگی را می بینیم. با آن سربالایی های ناتمام . . .

 

تحریریه ی مایند موتور

 

 

 

آثار «و.م. آیرو» در مایند موتور

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

هایکوهای تجزیه طلبانه ی پیشمرگ زخمی (شعر)

داد نزن! در این آینه کسی نیست (مجموعه شعر)

مُفت زندگی می کنیم، مُفت! (ترجمه ی گزینه اشعار اورهان ولی کانیک)

از داستان های او در رسانه های دیگر

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

چیدن قارچ به سبک فنلاندی / مجموعه داستان / نشر نی / ۱۳۸۵

قهقهه ی شغال (سایت دوات)

از صفر (سایت باغ در باغ)