درباره ی نقاب و سوژه ای که واقعاً می داند / آرش قربانی

 

نقاشی از رنه مگریت

دریافت متن کامل pdf

 

وقتی آدرس تو را به اشتباه می نویسم

لزومی ندارد پستچی هم اشتباه کند

یا معشوقه ی جدید

وقتی نامه را می خواند

باور نکند …

 

ما همیشه با یک امر حادث روبرو هستیم که دالی را برمی سازد و آنگاه ما با بازگشت به عقب معنا را می سازیم. معنا همیشه همینطور ساخته می شود: در استبداد دال. اما استبداد دال چیست؟ آیا جز این که دال، همان نامه ایست که همواره به مقصدش می رسد! آیا جز این که دال همان دانه ی بلور کوچکی است که وقتی آن را در یک لیوان می اندازیم، تمام محتویات لیوان را به ساختار بلورین خود بدل می کند: یک دانه ی بلور، که یک شبکه بلورین را خود به تمامی می سازد. به محض ساخته شدن اولین دال، شبکه ای از دال ها ساخته می شود. به همین خاطر است که وقتی استعاره ای می سازیم، ناگهان همه ی جهان به استعاره های بلورین آن بدل می شود: جهان متبلور می شود. ریچارد رورتی وقتی استقبال آمریکایی ها از مکتب شالوده شکنی را به مسخره می گرفت به همین مسئله توجه داشت. این که چطور همه در پی آن بودند تا ردپایی دریدایی در هر اثر پیدا کنند. این که چطور همه چیز دریدایی تفسیر می شد. [دریافت متن کامل pdf]