ماتحت / بابک سلیمی زاده

 

 

شعر را با صدای شاعرش از اینجا دانلود نمایید

 

 

ما تحت ِ نظریم
دشمنان مثل کرسِت محاصره مان کرده اند
آیا ما پستانیم
یا رستم ِ دستانیم ؟

ـ دستت را از روی رستمم بردار سردار !

 

کودن تر از این جارو شده ام
( از مصرف این داروهاست البته !)
بدنم کرخ شده و دیگر حال ندارم خـایه ام را بخارانم
چه برسد به سمرقند و بخارا را !
خـایه ام کودن تر شده از سایه ام
از مصرف این یاروهاست البته !

 

روزی که از این داروها نجات یابم ،
دوباره می سازم ات بدن !
و نام ِ مقدّس ِ تو را
هر جمعه از ته ِ ماتحت
فریاد خواهم زد دوباره سه باره چارپاره

آره . . .

و آن وقت است که حوری های بهشتی
در آب ِ دستشویی ِ خانه ام شنا خواهند کرد
و بر تنها ساحل باقی مانده ام : سینک
با شورت و کرسِت سبز فسفری
آفتاب خواهند گرفت

( چرا آنها من را یک ریش تراش می بینند ؟
چون دارند آفتاب می گیرند ؟!)

 

من آفتاب را خواهم گرفت
و برای آنها
به صابون مایع تبدیل خواهم کرد
روزی که خواهم کرد دیگر نخواهم گرفت
دیگر نخواهم گفت دیگر نخواهم مفت دیگر نخواهم هم !

 

ما تحت نظریم
تحت نظریم ما !

1 فکر می‌کنند “ماتحت / بابک سلیمی زاده

  1. بازتاب: ویدئوی «ماتحت» / کاری از مجتبی حق جو | MindMotor

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *