بایگانی دسته: نشر الکترونیک

مرخصی برای چند روز / نمایشنامه ای از رئوف دشتی

نشر الکترونیک مایند موتور

برای دانلود کتاب اینجا کلیک کنید

از همین مولف

ــــــــــــــــــــــــــــــ

رطوبت/ نمایشنامه

پر از برگ، پر از پرنده/ نمایشنامه

نقاشیهای رئوف دشتی

الجزایر / کتی آکر

 

ترجمه: سمانه مرادیانی

 

دریافت نسخه آکروبات

مجموعه­ای از اوراد، چراکه هیچ چیز دیگری کارگر نیست

زمین الجزایر در این گنداب امریکا زندگی صورتی­رنگی ست

 

 

آموزش آشپزی در کانون خانواده / مجموعه شعر بابک سلیمی زاده

 

مجموعه شعرهای ۱۳۸۴ تا ۱۳۸۸

برای دانلود کتاب اینجا کلیک کنید

.

فهرست

*—————-*

۱٫آزمایش ادرار

۲٫ الکل صنعتی

۳٫شهروند

۴٫آخرین نوار کراپ

۵٫آموزش آشپزی

۶٫پاساژ ۱

۷٫ماتحت

۸٫OVERDOSE

۹٫میخ

۱۰٫ تصلیب

۱۱٫پاساژ ۲

۱۲٫عشقال

۱۳٫شیشه ترشی

۱۴٫وای او نخود نبود، او خودش بود

۱۵٫سرختر از شعر

۱۶٫محاکات

۱۷٫سفید

موخره

سیاستِ شعر

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

لینک به وبگاه بابک سلیمی زاده

لولو / نمایشنامه ای از کتی آکر

مترجم: سمانه مرادیانی

.

دریافت نسخه آکروبات

توضیح مترجم:

این متن قطعه‌ای از رمان “دون‌کیشوت” است که کتی آکر آن را در قالب نمایشنامه به رشته‌ی تحریر در آورده است. او در توضیح این رمان در گفتگویش با الن.جی.فریدمن می‌نویسد: “من یک رونوشت واقعی از دون کیشوت داشتم و به عنوان نوعی شوخی، آنرا از فیگوری مردانه به زنانه تغییر دادم تا ببینم چه چیزی از آب‌ درمی‌آید”. این رمان -به گفته‌ی خود کتی‌ آکر- یک نوع کپی‌برداری ساده از یک رمان واقعی، یا در اصل یک سرقت ادبی‌ست که در آن سوژه‌ی مردانه‌ی رمان دون‌کیشوت به سوژه‌ی زنانه تبدیل شده است. نیت اصلی کتی آکر از این سرقت ادبی، پرداختن به هویت شخصیت‌هاست. می‌توان هویت یک زن در جامعه‌ی فالوس محور کنونی را در شخصیت دون‌کیشوت سروانتس نیز مشاهده کرد. همانطور که در بخش دوم این رمان، خود آکر نیز به تشابه بین شخصیت دون‌کیشوت و شخصیت یک زن اشاره می‌کند: “دون ‌کیشوت همچون موجودی مرده و منسوخ، دیگر توان سخن گفتن ندارد. زن نیز به عنوان موجودی که در جهان مردانه و به عنوان بخشی از آن به دنیا آمده است، نمی‌تواند سخن خودش را بازگو کند. تنها کاری که می‌تواند انجام دهد، خواندن متون مردانه‌ای است که بدان تعلقی ندارد”…

از کتی آکر در مایند موتور

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بر علیه زبان متعارف: زبان بدن

نقطه نگاه ارگـاسـم/ مصاحبه با کتی آکر

منطق شیطان / کتاب امین قضایی

بازخوانی ماتریالیستی از عهد عتیق

pdf۲.jpgدانلود کتاب
(right click + save target as)(540 KB)

از مقدمه ی کتاب

فرمان، همزمان وسوسه ی شکستن خود را هم تولید می کند. در تخیلات سفر پیدایش ، اولین فرمان و اولین وسوسه به ترتیب به خدا و شیطان تعلق دارند. این کتاب به تشریح روان کاوانه ی سوژه به مثابه ی عرصه ی تقابل وسوسه های غریزه و فرمان های سوپر اگو قناعت نمی کند. تاریخ این جنگ که در درون سوژه رخ می دهد ، همزمان تاریخ جنگ طبقاتی هم هست. بگذارید قهرمان داستان های عامه پسند را به یاد آوریم که در انتخاب فرمان خانوادگی برای وصلت طبقاتی و عشق به دختری از طبقات فرودست ، دست و پنجه نرم می کند. ایلیاد و اودیسه ، برعکس رومانس ها ، فرمان و تعهد زناشویی ِ وطن دوستانه ی پنه لوپه را بر عشق های جزیره نشینی کالیپسو ترجیح می دهد. آنچه یک تعارض فردی پنداشته می شود ، نبردی است تاریخی که پیروزی ها و شکست هایی را برای هرکدام از طرفین رقم زده است. تقسیم سوژه به نبرد طبیعت و تمدن، آنچه که در اصل یک نبرد تاریخی  است را به صورت تقابلی جهانشمول و انتزاعی در می آورد. نیروهای وسوسه هرگز تماما به غرایز تعلق ندارند و از سوی دیگر نیروی های فرمان ، حکم چاره ناپذیر تمدن نیستند. شکافی که فروید کشف کرد پیش از هرچیزی یک جنگ تاریخی و از این رو هم درون انسان و هم در بیرون آن، یک جنگ طبقاتی است.

این جنگ درون سوبژکتیو و طبقاتی ، با هیچ تقابل بنیادینی شناخته یا توصیف نمی شود.طرح تقابل های خدا/ شیطان ، فرمان/ وسوسه ، تمدن/ طبیعت ، نهاد/ سوپر اگو،  سرکوب/ میل ، جسم/ روح ، تابو/ زنای با محارم و…اتفاقا کار ساده ای است و کنار هم قرار دادن آنها  گرچه خالی از لطف نیست ، اما در برابر داستان شگفت انگیزی که می خواهم برای شما شرح دهم ، بازی کودکانه ی ساختارگرایانه ای بیش نیست. برخلاف ساختارگرایی لوی استروس و روان کاوی فرویدی و لکانی ، من اعتقادی ندارم که سوژه ساختاری است که می توان آنرا با شکستن به اجزا ، و کشف تقابلی بنیادین توصیف کرد. در این کتاب ، با خوانشی از عهد عتیق تلاش می کنم سوژه را در بستری از مبارزه ی طبقاتی و تاریخی توضیح دهم که هر بار در جدال های طبقاتی ، تولید و بازتولید شده و ارزشگذاری هایش تغییر می کند. هیچ تقابل بنیادین یا درام اجباری ، سازنده ی سوژه نیست بلکه برعکس ، این تقابل ها خود در موقعیتی تاریخی ساخته می شوند. به عبارت دیگر هیچ زمینه ی ثابت و هیچ قانون عامی برای شکل گیری سوژه وجود ندارد. سوژه بی شک موجودی ساختگی است اما توضیح شکل گیری سوژه منوط به درک زمینه های تاریخی آن است.

برای مثال شیطان در عهد عتیق ، گاهی ابلیس نماینده ی وسوسه و میل است، گاهی لوسیفر و نماینده ی نافرمانی و غرور ، گاهی مشاور و فرشته ی مغضوب الهی ، و گاهی هم رهبر ِ طبقات فرودست و متجاوز به زنان توصیف می شود. شیطان به تدریج از فرشته و تجسم خدا به شری اخلاقی تبدیل می شود و تجسم که قبلا شر شمرده می شد اکنون در مسیحیت به ضرورتی برای خدا تبدیل می شود.همانطور که براحتی می توان شیطان را به میل و وسوسه نسبت داد ، شیطان نماینده ی طبقات فرودست هم هست. پس تقابل بنیادین طبیعت/ تمدن که پایه ی تحلیل های متفکرین بورژواست چه جایگاه ثابت  و استواری خواهد یافت؟ چرا باید عقده ی اودیپ یا پذیرش زبان و فرمان پدر را دروازه ی تمدن به حساب آوریم و نه جامعه طبقاتی ؟! آیا اصلا هرآنچه در باره ی تمدن گفته شده ، صرفا توضیحی نیست درباره ی جامعه طبقاتی؟ آی این جایگزینی تمدن به جای جامعه طبقاتی ، تنها برای این نیست که خصایص جامعه طبقاتی را ضروری و ابدی جلوه دهد؟ آیا امرنمادین ، پیشتر و در بیرون از امراجتماعی شکل می گیرد یا انعکاسی است از یک جنگ طبقاتی با گسترده ترین سطوح رمزگذاری که هم درون سوژه و هم  بیرون سوژه رخ می دهد؟ [….]

به سوی آنارشیسم / مجموعه مقالاتی از اریکو مالاتستا

ترجمه : نسیم روشنایی

pdf۲.jpgدانلود کتاب
(right click + save target as)(390 KB)

فهرست مطالب:
به سوی آنارشیسم
دموکراسی و آنارشی
انقلاب در عمل
انگاره ی حکومت خوب
مبارزه ی طبقاتی یا نفرت طبقاتی

.

فرانسه – مبارزه ادامه دارد / کتاب تونی کلیف و یان بیرشال

ترجمه: امین قضایی و بیتا صمیمی زاد

pdf۲.jpg دانلود کتاب
(right click + save target as)(890 KB)

از مقدمه ی کتاب

انقلاب طبقه ی کارگر فرانسه به ناگهان جهان سرمایه داری را به لرزه در آورد. این شورش جو اجتماعی و سیاسی را متحول ساخت ، درست همانگونه که نخست وزیر پُمپیدودر ۲۲ می به مجلس ملی پیش بینی کرده بود: «هیچ چیز برای همیشه یکسان باقی نمی ماند».

جرقه را فعالیت های مبارزاتی ِ دانشجویان انقلابی ( تروتسکیست ها ، مایوییست ها و آنارشیست ها ) زد و باد ِ بیرحمی ِ پلیس آن را شعله ور ساخت ، شعله های شورش به طبقه ی کارگر سرایت کرده و تمامیمحرومیت فروخورده ی استثمارشدگان و ستمدیدگان به یکباره منفجر شد.

خیل عظیم طبقه ی کارگر ، کشور را به حالت تعطیل درآورد. آنها تمامی صنایع را از چنگ طبقه ی درمانده ی سرمایه دار به تصرف ِ خویش درآوردند ؛ در همه جاپرچمسرخ سوسیالیسم را برافراشتند. دولت ، فلج و بی قدرت به نظر می رسید.

دختران آوازه خوان و رانندگان تاکسی ، بازیکنان فوتبال و کارمندان بانک ، همه و همه ، در اعتصاب عمومی و اشغال محل های کار خود شرکت کردند.خبرنگاران و کسانی که در تلویزیون کار می کردند از دروغ گفتن اجتناب ورزیدند و چاپگران ، جرایدِ کارفرمایان خود را سانسور کردند.دانش آموزانی که توسط معلمانشان به هم پیوسته بودند ، مدارس را تسخیر کردند.

اعتصاببا یک « انقلاب فرهنگی » به معنای واقعی کلمه همراه بود. مرکزیت این انقلاب برعهده ی دانشجویان سوربن بود اما به همه جا گسترشیافت.بار دیگر، به مانند دیگر لحظات انقلابی درتاریخ ، پتانسیل خلاق و وسیع انسانهای خودآگاه ، خود را نشان داد [….]

.

مُفت زندگی می‌کنیم، مفت! / گزینه اشعار اورهان ولی کانیک

ترجمه: و.م.آیرو

pdf۲.jpgدانلود کتاب
(right click + save target as)(450 KB)

از مقدمهی کتاب

اورهان ولی کانیک در ۱۳ آوریل ۱۹۱۴ در شهر استانبول ترکیه به‌دنیا آمد. در آن‌جا شروع به درس‌خواندن کرد و پس از مدتی پدرش او را برای ادامه‌ی تحصیل به آنکارا فرستاد. در دوران دبیرستان با اوکتای رفعت و ملیح جودت ( دو تن از شاعران عصیانگر ترکیه ) آشنا شد و آشنایی آن‌ها به رفاقت انجامید. پس از بازگشت به استانبول وارد دانشکده‏ی ادبیات (رشته‌ی فلسفه) شد و پس از چندی، تحصیل در آن‌جا را به‌طور نیمه‌کاره رها کرد. در آنکارا مدتی در بخش مدیریت پست و تلگراف کار کرد و نیز چند مدتی به‌خدمت وزارت ملی آموزش و پرورش درآمد و در دفتر ترجمه مشغول به‌کار شد، پس از چندی، به‌علت غیر‌دمکراتیک یافتن فضای آن‌جا (به‌گفته‏ی خودش) از آن شغل استعفا داد.

در ژانویه ۱۹۴۹ دست به انتشار نشریه‌ای زد به‌نام « یاپراک» (برگ) که هر پانزده روز یک‌بار آن را در دو برگ منتشر می‌کرد، انتشار این نشریه تا ژوئن ۱۹۵۰ به‌طول انجامید و توانست جمعاً ۲۸ شماره از این نشریه را درآوَرَد.

او در ۱۴ نوامبر ۱۹۵۰، در سن سی‌و‌شش سالگی بر اثر خونریزی مغزی درگذشت.
کتاب‏های شعر منتشرشده از او عبارتند از: «غریب» ( حاوی شعرهایی مشترک با ملیح جودت و اوکتای رفعت، ۱۹۴۴)، «پشیمان نشدم» (۱۹۴۵)، «مانند رزمنامه» (۱۹۴۶)، «تازه» (۱۹۴۷)، «روبه‌رو» (۱۹۴۹)،« مجموعه‏ی اشعار» (۱۹۸۲).

پس از «یحیی کمال» که عقیده دارند اولین ضربه را بر شعر قدیم ترکیه وارد کرده است و همچنین پس از ناظم حکمت که عقیده داشت وزن شعر، نمی‌تواند جزء لاتغییر شعر باشد، اورهان ولی کانیک بی‌شک یکی از تأثیرگذارترین شاعران عصیانگر ترک است که تأثیر چشم‌گیری بر شعر ترکیه داشته و دارد.[….]

.