بایگانی دسته: مایندموتور

مقدمه‌ای بر ترجمه‌ی امواج / بابک سلیمی زاده

درباره‌ی «من‌پاره‌ها»ی سام واثقی

لینک کتاب در انتشارات آزاد ایران

pdf Pdf مقدمه‌ای بر ترجمه‌ی امواج

او که من‌اش روی نقشه در پرچمک‌های کوچک پراکنده، چیزهایی برای نوشتن دارد. از آن جمله چیزها حرکت بر مرزهای نوشتن. راوی در ابتدا بر روی تخت سی‌سی‌یو به سر می‌برد. نزدیک به تجربه‌ی نوعی مرگ. نوعی حضور در تمیزناپذیریِ درون و بیرونِ زبان (نفس عمیق). او چندان به زبان نمی‌اندیشد چراکه زبان برای او پیشاپیش از دست رفته است. کاربرد او از زبان حامل خشونتِ این مرزهاست. آنچه باقی مانده یک مازاد است. یک «مانیفست کوچک زبان (شعر) روی دستمال کاغذی» یک ترشح زرد یا بنفشِ غلیظ، به‌جا‌مانده از خشونت مرزها. دیگر نه کسی که سخن می‌گوید، بلکه آن چرخه‌ی کردارهای گفتن، که از درون قلمروهای تجربه، آن زبان نابی را آزاد می‌کند که در میان زبان‌های بیگانه تبعید شده بود (کار ترجمه). رابطه‌ی خانه‌بدوش با زبان نیز با دو کارکرد ترجمه و سرهم‌بندی پیش می‌رود؛ هر دو حاوی یک فاصله با زبان مبداء. یک ماشینِ دوگانه برای فرایند دیکانستراکسیون. سخن گفتن به میانجی «زبان شکافته‌ی مار». پیوند نوشتار و مرگ. ادامه‌ی خواندن