بایگانی نویسنده: mind motor

ایژیتور استفان مالارمه: تجربه‌ی مرگ و قصه‌ / زین العابدین عبدالله‌

ترجمه از فرانسه‌‌: فاضل محمود ولی

pdf دریافت نسخه آکروبات

اشاره:

عبدالله‌ زین العابدین استاد زبان فرانسه‌، و هم اکنون دانشجوی سال آخر دکترای ادبیات در دانشگاه سعید محمد بن عبدالله‌ در مراکش است. او در سال ۲۰۱۴ مدرک کارشناسی ارشد خود را زمینه‌ “ادبیات عمومی: ژانر و نظریه ادبی” دانشگاه محمد اول دریافت کرد، مقاله‌های زیادی را هم در زمینه‌ی ادبیات به‌ زبان فرانسه منتشر کرده‌‌ است که‌ در میان آنها‌ می توان ‌ ” تجربه‌ی مرگ و جنون، درباره‌ی “ایژیتور” استفان مالارمه‌”  ،” واژگان و بازی با کلمات در اشعار مالارمه‌”، ” خوانشی بر رمان ” گناه کشیش موره‌ ” امیل زولا”   و … را نام برد.

 

***

عدم، مرگ، قصه‌، پوچی، غیاب، خلاء و جنون سازنده‌ی هسته‌ی تفکر نزد مالارمه‌ هستند. این موضوعات است که‌ به‌ مالارمه‌ اجازه‌ می‌دهد تا با خواننده‌ در رابطه‌ باشد و همچنین نشان دهنده‌ی زیبایی در اثر او هستند. با این عناصر است که‌ مالارمه‌ اندیشه‌ و ادراک خود را بسط و گسترش داد و ما اینها را در اثار او می یابیم به خصوص در ” اژیتور” و یا جنون ( ( D’Elbehnon.

در این مطلب من سعی خواهم کرد دو عنصر را میان این عناصر یعنی : مرگ و قصه‌ بسط و توضیح دهم. پس، معنای مرگ چیست؟ معنای قصه‌ چیست؟ مالارمه‌ چه‌ چیزی را برای مرگ معنوی انتخاب کرده‌ است؟ ادامه‌ی خواندن

سایبورگ‌ها و ایلیاتی‌ها / رُزی برایدوتی

ترجمه: بابک سلیمی زاده

pdf دریافت نسخه آکروبات

 

خط سیر زیگزاگیِ قیاس‌ها و تفاوت­‌ها میان تئوری‌­های فمینیسیتی و دیگر تئوری ‌ها در مورد زن-شدن، یا حیوان یا حشره یا ماشین، مرا بر آن می‌دارد که فرضیه‌ام را مجدداً تصریح کنم. مایلم این انگاره­‌ی همانا واقعی را پیش بکشم که فرایند صیرورتِ ایلیاتی، بیش از آنکه گویای امحای تمام هویت­‌ها به یک وضعیتِ سیال باشد که در آن اتصالات گوناگون رخ می­‌نمایند، می­‌تواند خودش جنس-ویژه باشد، به لحاظ جنسی تفاوت­‌گذاری­ شده باشد و در نتیجه شکل­‌های گوناگونی به خود بگیرد و حس­‌های متفاوتی از زمان را مطابق با موقعیت­‌های جنسیتیِ متفاوت ارائه دهد.

یک نمونه­‌ی مهم از خویشاوندیِ اغلب پارادوکسیکال میان نظریه­‌ی فمینیستی و نومادولوژیِ فلسفی را می­توان در بازتعریف دانا هاراوی از ماتریالیسم یافت. من نظریه­‌ی هاراوی را همچون پیگیری خط ماتریالیته ‌ی تنانه به شیوه ‌ی فمینیستی می ‌بینم، با وجود اینکه به زبان علم و تکنولوژی سخن می­‌گوید به جای زبانِ فلسفه­‌ی پسا-متافیزیکی. او به کلّی یک اندیشمند پسا-انسانیِ غیر-نوستالژیک است: عالم مفهوم ‌پردازی او عالمِ تکنولوژی پیشرفته­‌ی انفورماتیک و اطلاعاتِ دوربرد است. از این حیث، او به لحاظ مفهومی بخشی از همان سنتی است که باشلار و گوگنهایم به آن تعلق دارند که نزد آنها نسبتِ (ratio) علمی لزوماً در تعارض با رویکردها و ارزش­‌های اومانیستی نیست. مضاف بر این، در این مسیرِ اندیشیدن به کردارِ علمی همچون امری دقیقاً عقل­‌باورانه نگریسته نمی­‌شود بلکه راه به تعریف وسیع‌­تری از این اصطلاح می‌برد، تا بازی ناآگاه، رویاها و خیال­‌ورزی را هم در تولید گفتمان علمی شامل شود. هاراوی به پیروی از فوکو (۱۹۷۷) توجه ما را به ساخت و دستکاری بدن­‌های رام و شناسایی ­پذیر در نظام اجتماعی حال حاضر جلب می‌­کند. او از ما دعوت می­‌کند که فکر کنیم که چه بدن‌­های تازه­‌ای در حال حاضر دارند برساخته می­‌شوند: چه گونه نظامِ جنسیتی‌­ای دارد پیشاروی ما ساخته می­‌شود. ادامه‌ی خواندن

آنارشیسم / پتر کروپوتکین

ترجمه: مرتضی حیدری

pdf دریافت نسخه آکروبات

                                                                                                                                به ئاوات پوری

آنارشیسم (از یونانی آنـ[۱]، به معنای «بی»، و ـارکن[۲]، به معنای «رهبر»، در تقابل با اقتدار)، نامی است که به یک اصل یا نظریه‌ی زیستی و رفتاری اطلاق می‌شود که به‌واسطه‌ی آن جامعه بی‌حکومت شکل می‌گیرد—در چنین جامعه‌ای، هماهنگی نه با سر-فرود-آوردن-دربرابر-قانون یا فرمان‌بُرداری از قدرت، بلکه با توافق‌های آزادانه‌‌ای حاصل می‌شود که میانِ گروه‌های قلمرویی و شغلیِ مختلف شکل می‌گیرد، گروه‌هایی که به‌خاطر تولید و مصرف، و نیز کامیابی نیازها و آرزوهای بی‌نهایت گوناگونِ یک موجودِ متمدن، آزادانه به‌وجود می‌آیند.

در جامعه‌ای که بر چنین خطوطی استوار باشد، انجمن‌های داوطلبانه‌ای که هم‌اکنون در حالِ دربرگرفتنِ تمامیِ زمینه‌های فعالیت انسانی هستند یک گستره‌ی عظیم‌تری را دربر‌می‌گیرند تا خود را در تمامیِ کارکرد‌هایشان جایگزینِ دولت سازند. آنها یک شبکه‌ی درهم‌پیچیده را بازنمایی می‌کنند که متشکل از تنوعی نامحدود از گروه‌ها و فدراسیون‌ها در تمامیِ درجه‌ها و اندازه‌های محله‌ای و منطقه‌ای و ملی و بین‌المللی است—برای تمامیِ اهدافِ ممکن از قبیلِ تولید، مصرف و مبادله، ارتباطات، تمهیداتِ بهداشتی، آموزش، حمایت متقابل، دفاع از قلمرو و غیره؛ به عبارت دیگر، برای کامیابیِ شمارِ در حال رشدی از نیازهای علمی و هنری و ادبی و اجتماعی.

علاوه بر این، چنین جامعه‌ای هیچ چیزِ تغییر‌ناپذیری را بازنمایی نمی‌کند. برعکس—همچنانکه در زندگیِ اُرگانیک دیده می‌شود، به‌طور کلی— هماهنگی نتیجه‌ی یک تنظیم در-حال-گسترش و تعادل میانِ نیروها و نفوذهای متعددی است، و از آنجا که هیچ یک از نیروها نیازمندِ حمایتِ ویژه‌ی حکومت نیستند، این تنظیم و تعدیل آسان‌تر به‌دست می‌آید. ادامه‌ی خواندن

پل‌های میانِ شاهرودی و براهنی / آوات پوری

pdf دریافت نسخه آکروبات

 

«در کدامین شبِ کهکشان

ستاره‌ای خاهد گفت

که من

جاده‌ی او نباشم؟»

 

 

یک)

رضا براهنی سه کتاب شعر اساسی دارد و در هر سه تای آنها هم در شعر فارسی به انقلابی عظیم دست زده است. اولی ظل‌الله که انقلابی رئالیستی‌ست علیه شعر سیاسیِ سمبولیسیتی چند هزار ساله‎‌ی ایران، دومی شعر بلند اسماعیل است که باز قیامی‌ست علیه شعرِ ناب و وارد کردن نثر در شعر و بنیان نهادنِ شعر منثور به تبعیت از آلن گینزبرگ، و آخری مجموعه‌ی خطاب به پروانه‌هاست که از طریق آن انقلابی دیگر در شعر فارسی را رقم زد و برای دو دهه به مانیفست شعر فارسی بدل شد، یعنی شعر زبانی. ادامه‌ی خواندن

درباره حیوانات / رُزی برایدوتی

ترجمه: بابک سلیمی زاده

دریافت نسخه آکروبات pdf

از میان دیگری‌هایی که سرحدات بیرونی انگاره‌ی سوژه را نشان می‌دهند، دیگریِ حیوانی، طبیعی یا ارگانیک به یک معنا برای تحلیل‌کردن دشوارترین است. شاید به این خاطر که کمتر آرامبخش و تسلی‌دهنده است، بخصوص از زمان داروین. نظریه‌ی دلوز در مورد «حیوان‌شدن» این قرابت ناآسوده [با حیوانات] را به‌میانجی برخی گفتمان‌های مسلط در مورد حیوانیت مورد توجه قرار می‌دهد: نظریه‌ی تکاملی و ژنتیک؛ روانکاوی؛ که مضمون «جانورِ درون» و سنّت دیرینه‌ی بازنمایی ادبی حیوانات را همزمان پرده‌برداری و انکار می‌کند. من نخست بر این مورد آخر تمرکز می‌کنم، و سپس بحث را به سمت دیگر، و برایندهای پیچیده‌تر می‌برم.

حیوانات در نظرگاه بورخس به سه دسته تقسیم می‌شوند: آنهایی که ما انسان‌ها می‌خوریم، آن‌ها که همراهشان تلویزیون تماشا می‌کنیم، و آن‌هایی که ازشان می‌ترسیم (وحشی، اگزوتیک، غیراهلی). این برشماریِ نابهنگام به وضوح بیانگرِ سطح بالایی از نزدیکی و قرابتِ زیسته‌ای است که مشخص‌کننده‌ی برهم‌کنش زن/مرد (Wo/man) با دیگری‌های ارگانیک و حیوانی است. پدیده‌ی پِت‌ها به خودی خود پیوند زن/مرد-حیوان را درون کلاسیک‌ترین پارامترهای روابط اودیپی محدود نگاه می‌دارد. در نتیجه مسئله‌ی دلوز این است که چگونه وارد رابطه‌ای حیوانی با حیوانات شویم- شیوه‌ای که شکارگران انجام می‌دهند و انسان‌شناسان خیر. یعنی چگونه رابطه‌ای خارج از قفس اودیپیِ مصرف‌کردنِ دیگربودگی برقرار کنیم؛ قفسی که آنها به طور تاریخی در آن حبس شده‌اند. ازینرو این پرسش که چگونه برهم‌کنش انسان-حیوان را قلمروزدایی، یا نومادیزه [ایلیاتی] کنیم به یک چالش بدل می‌شود. نه تنها این مسئله را دربرمی‌گیرد که چه میان زن/مرد و حیوان می‌گذرد، بلکه همچنین انگاره‌ی حیوان درون را شامل می‌شود. این شیوه‌ای است از تقدس‌زدایی از مفهوم طبیعتِ انسانی و زندگی‌ای که آن را جان می‌بخشد. ادامه‌ی خواندن

آنارشیسم و بوم‌شناسی / موری بوکچین

ترجمه: مرتضی حیدری

pdf دریافت نسخه آکروبات

یک جامعه‌ی آنارشیست، اکنون نه تنها به یک آرمانِ دور، بلکه به یک پیش‌شرط برای تمرینِ اصولِ زیست­بومی تبدیل شده است. پیامِ کلیدی زیست­بوم را اینچنین می‌توان صورت‌بندی کرد: اگر از تنوع عالمِ طبیعت بکاهیم، وحدت و کلیت آن را فرو کاهیده‌ایم؛ نیروهای پایدارساز و هماهنگ‌ساز را نابود کرده‌ایم؛ و بسیار مهم‌تر، در مسیر ِپیش‌رفتِ عالمِ طبیعت، یک پس‌رویِ مطلق باب کرده‌ایم که در نهایت ممکن است محیط زیست را به مکانی نامناسب برای شکل‌های پیشرفته‌ی حیات درآورد. پیام احیاگرِ زیستبوم را نیز اینچنین می‌توان صورت‌بندی کرد: اگر می‌خواهیم وحدت و پایایی ِعالم طبیعت به‌پیش رود، اگر می‌خواهیم هم‌آهنگش کنیم، باید تنوع را حفظ کنیم و آن را بالا ببریم. یقیناً تنوعِ صرف در خودش یک هدفِ تهی است. تنوع در طبیعت به‌شکلی خودجوش پدید می‌آید. ظرفیت‌های ظهور یک گونه‌ی جدید با جدیتِ اقلیمی‌اش آزموده می‌شود، با توانایی‌اش در کنترل شکارچی، و با ظرفیت برقراری و توسیع جایگاهش. با اینحال گونه‌ای که در گسترشِ جایگاهش در محیط زیست موفق می‌شود، موقعیت زیستبومی را به مثابه‌ی یک کل توسعه می‌دهد. به قول اریک گوتکیند[۱]، «محیط زیست را می‌گستراند»، هم برای خودش و هم برای گونه‌هایی که با آنها وارد رابطه‌ای متعادل می‌شود. ادامه‌ی خواندن

مجموعه نقاشی/ ماری آنا

خیابان شماره‌ ٢٣ / بختیار حمه‌سور

ترجمه: ژیار هومر

pdf دریافت نسخه آکروبات

جلوی دکه‌ی روزنامه‌فروشی می‌ایستی. در روزنامه‌ای، زن و مردی این‌ور و آن‌ور تختخوابی نشسته‌اند، زن رویش را به پنجره کرده و مرد به سقف. روزنامه را تا می‌کنی و زیر بغلت می‌گذاری. صندلی‌ا‌ی خالی می‌بینی. روبه‌روی‌ صندلی فروشگاهی است. ماشینی جلوی فروشگاه پارک شده؛ بی‌ام‌و است. روی سردرِ فروشگاه نوشته‌ای است، به ورود اشاره می‌کند. وارد نمی‌شوی. می‌نشینی.

روزنامه را کنارت می‌گذاری. سیگاری روشن می‌کنی. مردی آن‌ور خیابان به ستونی تکیه داده و این‌ور را نگاه می‌کند، آستین راست پیراهنش را تا کرده و گذاشته لای شلوارش. صدای کسی، سرت را بلند می‌کند. کلاهت کمی به پشت لیز می‌خورد. آن شخص، از بالای یک ساختمان، با کسی در پایین حرف می‌زند. سایه‌ی ساختمان روی خیابان افتاده ا‌ست. شخص پایین حرفی می‌زند، صدا توی هوا گم می‌شود. شخص بالا می‌گوید:

[۱]Halatı sıkı baǧla –

روی خیابان، سایه‌ای‌ آهسته-آهسته، پهلوی دیوار ساختمان راه می‌رود. گاهی به دیوار می‌خورد و گاهی ازش دور می‌شود.

سیگارت نصف شده‌ ا‌ست. دست بلند می‌کنی، خاکسترش روی کفش‌هایت می‌ریزد. پایت را تکان می‌دهی، می‌افتد. چراغ راهنماییِ آن‌سوی خیابان قرمز است. گاهی، مرد روی دهانش دست می‌گذارد و به این‌ور نگاه می‌کند. روزنامه را برمی‌داری، زیر عکس نوشته شده: «دلایل ابتدایی جدا شدن زن و مرد، مانند آن درزهای باریکی هستند که داخل دیوار می‌افتند…» ادامه‌ی خواندن

حشره‌شدن / رزی برایدوتی

ترجمه: بابک سلیمی زاده

pdf دریافت نسخه آکروبات

حشرات در فرهنگ اروپایی دارای تبارنامه‌ی قابل احترامی هستند و به لحاظ فرهنگی به دقت رمزگذاری شده‌اند. در بستر تاریخیِ پسا-هسته‌ای، آنها به نشانی از یک مجموعه‌ی همه‌گیر از ترس‌های نگرانی‌زا و اضطراب عمیق تبدیل شده‌اند. با اینحال پیش از آنکه به عنوان ابژه‌های هراس کالایی شوند، از یک رپرتوار غنی‌تر و متنوع‌تر بهره‌مند بوده‌اند. جهش‌های چندش‌آور؛ حشرات موذی که از گنداب پدیدار می‌شوند؛ موجودات جهنده؛ شاخکدارهایی که از دوره‌ی تکاملیِ پیشین باقی مانده‌اند؛ یکی از هفت آفت آخرالزمان یوحنای قدیس؛ علائم غضب خداوند همچون ملخ‌های انجیل؛ حشرات دربردارنده‌ی شماری از کردارهای حائز اهمیت سرگیجه آورند. به لحاظ ایجابی، از اسیپ تا دولافونتن تا فیلم‌های انیمیشن معاصر هالیوودی، مورچه‌ها الگوی اولیه‌ی روبوت‌های صنعتی یا کارگر سختکوش کارخانه هستند. آنها قادرند وزن بدن خودشان را تا پنجاه برابر بالا ببرند و در برابر حشره‌کش مقاوم‌اند و از چرخه‌های تولید نسل سریع برخوردارند. جیرجیرک‌ها می‌توانند لذت‌جویان تنبلی باشند که زیر آفتاب دراز می‌کشند، و با اینحال قدرت تخریب‌گر شگفت‌انگیزی دارند. توماس (۱۹۷۹) تخمین می‌زند که جیرجیرک‌ها می‌توانند به چگالی دوهزار متر مربع برسند، همچنین می‌توانند ده کیلومتر را در طول یک روز طی کنند و بدین‌ترتیب قادرند چیزی حدود چهارهزار تُن سبزه را ظرف بیست‌و‌چهار ساعت تخریب کنند. توماس همچنین با دقتی مانیایی اضافه می‌کند که پنج‌هزار گونه‌ی مختلف از حشرات وجود دارد. آنها با میانگین وزن دو و نیم میلی‌گرم حضور خود را بر روی زمین به رخ می‌کشند! هرچه باشد آنها برای بیش از سیصدمیلیون سال بر روی زمین زندگی کرده‌اند. زنبورها به لحاظ تاریخی مهندسان صنعتی کارکشته‌ای هستند. پلینی در تاریخ طبیعی‌اش آنها را به عنوان کارخانه‌های زندگی واقعی تحسین می‌کند. آنها عسل تولید می‌کنند. موم می‌سازند. هزار مقصود عملی را برآورده می‌کنند. آنها سخت کار می‌کنند، از رهبران‌شان پیروی می‌کنند و به سازمان حکومتی‌شان احترام می‌گذارند. به لحاظ جمعی مصمّم‌اند، اعضای آرمانیِ یک جامعه‌ی سیاسی‌اند، اگرچه، مانند مورچه‌ها، بیشتر گرایش به وسواسی‌بودن دارند. دریدا (۱۹۸۷) به استعاره‌ی زنبورها متوسل می‌شود تا نارضایتی خود از فمینیسمِ آکادمیک را ابراز کند و شیوه‌های باصطلاح منظم و اقتدارگرای اندیشیدنِ ما را محکوم نماید. زنبورها همچنین به همّت فردی باور دارند؛ داروی خودشان ـ پرپولیس ـ را تولید می‌کنند و کاملاً با محیط‌زیست خود همسازند. در زمستان استراحت می‌کنند و به بهترین نحو سازمان می‌یابند. دارای ذهن نظامیِ شگرفی هستند، اهل بیزنس اند و مهندس اند، پلینی را دست به سر می‌کنند، و دریدا را به مداقه‌ی بیشتر وامی‌دارند.

ادامه‌ی خواندن